دربارۀ
بساطی
که بساطی نیست
بساطی
که بساطی نیست
برای کودک آینده ، فهرست زیر
شامل :صور گوناگون "موفقیت"
(با حذف چند بند)آورده می شود:
-مسلم است که دستیابی به چند فقره از موارد مذکور ، کودک آینده را
درکسب وجهه و "مقبولیت" در این سیستم جمعی
مساعدت بیشتری خواهد کرد-
یکم. در آمد سرشار یا نیمه سرشار
حساب مالی مطمئن،بیشتر از مطمئن،
اعتبار موثق مالی(به هر قیمتی) .
دوم. عنوان یا مدرک خوش وجهه : دکترا یا شبه دکترا یا از این دست ،مرجح است.
به بند دو القاب ازقبیل استاد و حاجی و حاجیه خانم اضافه می شود
(عجالتا کربلایی و مشهدی کاربرد مورد نظر را ندارند)
سوم. اتومبیل (سواری دوران جدید):
یکی بهتر از هیچ...دو دستگاه بهتر از یکی . خوش نامترش نشان از موفق تر بودن شما دارد
چهارم. زمین ، ملک، مستغلات...(ده جریب ، صد جریب ، دو صد هکتار..)
پنجم. منصب ، میز، مقام . در این باب رده های گوناگون برای ترقی بقدر کفایت موجود است
ششم.سفر خارجه...از فرنگ تا امارات عربی. ثبت در پرونده.
یک یا چند وقتی در خارجه اقامت داشتن.
هفتم. صاحب عنوان ومعروفیت و شهره در جمع.
مقبول جمع.
هشتم.زندگی درویش مسلکانه، عارف، اهل لبخند وذوق و تارک دنیا
به بند هشتم و مستقل از آن اضافه می شود: آدم خوب و بی آزار بودن و سر در کار خود داشتن
نهم. مرید چهره ی صاحب نامی بودن ، در جمع حلقه ی ایشان پذیرفته شدن
دهم .مراد تنی چند از آدمیان بودن ، اصحاب و حواریونی داشتن
یازدهم. توبه کرده ،ژولیده ، مشحون معنا ، پیشاپیش نفس مطمئنه
دوازدهم.در پایان این دفتر، دفن در محل حرم رضوی به جای بهشت رضا و زهرا و خواجه اباصلت
( این مورد البته بیشتر از آنکه به موفق بودن متوفی مربوط باشد باید به حساب موفقیت و تمکن فرزندان گذاشته شود،
... که از وضعیت مرحوم بعد از فوت ،البته اطلاع چندانی در دست نیست )
......
برای کودک تازه آمده توضیح واضحات است که بساط بازی ها از قبل چیده شده ،
کافی است چشمها را ببندی و خودت را توی قضیه بیاندازی
...
حالا تو هم به رسم مضحک زمانه ی ما خوش آمدی .
.
۴ نظر:
سلام
كاش نقطه چين بعد از عدد 12 را بعد از 11 ميگذاشتي ، چون با اين حساب ميتوان راهها و سرنوشتهاي ديگري نيز به اين مسير افزود ،و آن يكي كه من به ذهنم ميرسد ، " قرارگيري در موقعيت خدمت و احساس لذت از رضاي خدا و مردم و ديگر همين !!"
پس قرار گرفتن هريك ازما و بعبارتي اين كودك ،در يك يا چند موقيت ذكر شده ، نميدانم به چه علتي مضحك شمرده شده است ، كه خيلي ازاين ها غيرقابل اجتناب بنظر ميرسد ! ولي در عين حال از نويسنده محترم تقاضا مينمايم چند موقعيت "غيرمضحك" را نيز براي آينده اين كودك ترسيم نمايند.
عزت زياد.....
معمولا با بسته شدن بموقع چشمهای کودک آینده دراین بازی ، رسم های غیر مضحک برای مدت طولانی یا همیشه فراموشش می شوند.
http://media.photobucket.com/image/BOB%20DYLAN%20%25252B%20SUCKCESS/rossymole/suckcess.jpg
مصطفاي من
حالا من و خسرو و علي آقا يادت را بيدار كرديم و خنكاي فروديني ي امشب به ياد تو گرمي گرفت. بايد بنشينم و كار هايت را با دقت مرور كنم و هر چند در اين ايام سخت به تو و همه محتاجم كه : فقط خيمه اي از مهر ميجويد اين كولي ي بي سرزمين. با درس و مشق چه گونه اي؟ من در جذبه ي شراره هاي قصه هاي آشفته ي مردم كوچه و بازارم كه از سادگي نگاشته اند بر الواح روزگار . آيا در كتاب خانه هاي آنجا قصه هاي عاميانه ايراني و اقوام ايراني هست ؟ اگر هست خبرم كن تا بجويمش و بكاومشان.خسرو مفصل و علي آقا و ايضن مي سلامند.
خوش باشي دوست مسعود ميري
ارسال یک نظر