شب ، کنار ساحل پرت یک جزیره ی جنوبی
توفان، موقتا آرام تر شده
تکه های چوب چند تا قایق شکسته ، روی آب شناورند
باد زوزه می کشد
بوی نعش و شرجی توی اتاقها می زند
شاخه های شکسته ی نخل های خشک ، بین کاغذ پاره ها و آشغالها
روی خشکی کشیده می شوند
یک نفر روی اسکله سیگار می کشد
شیون وزاری چند زن از خانه ی کنار مسجد شیعه ها بلند است
....
طرفهای ظهر ،خلیج چند تا قربانی گرفته
امشب ،قرار نیست لنجی سمت دریا برود
در خاک اینجا ، این ساعتها
همه جا
هراس دائم هست
-
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر