۱۵.۸.۸۷




شب ، کنار ساحل پرت یک جزیره ی جنوبی
توفان، موقتا آرام تر شده

تکه های چوب چند تا قایق شکسته ، روی آب شناورند

باد زوزه می کشد

بوی نعش و شرجی توی اتاقها می زند

شاخه های شکسته ی نخل های خشک ، بین کاغذ پاره ها و آشغالها
روی خشکی کشیده می شوند

یک نفر روی اسکله سیگار می کشد

شیون وزاری چند زن از خانه ی کنار مسجد شیعه ها بلند است
....

طرفهای ظهر ،خلیج چند تا قربانی گرفته

امشب ،قرار نیست لنجی سمت دریا برود


در خاک اینجا ، این ساعتها
همه جا
هراس دائم هست



-

هیچ نظری موجود نیست: