۲۸.۷.۸۷




از پشت کوه دور ، نور خورشید که تازه سر بزند

موقع صبح ، یک شقایق
چشمهایش خیس از شبنم صبح (...یا اشک دیشب )
به معشوقه اش می گوید : آنجا را نگاه کن

دورتر ، دختر دهقان ، شهره به زیبایی
برای خوشه چینی آمده به دشت

دخترک که می دود ، موهایش در باد می رقصد

پروانه در گذر ، می نشیند روی شانه اش
چهر ه اش در آب ، با رود می رود تا خیلی دورتر....

یک تار مویش را باد می دزدد
سنجاقکی بدنبالش... می پرد
تار موی دوم ، به دست باد ، می رود پیش گلهای همیشه بهار
کفشدوزک رنگارنگ ، فریفته اش
...
بعد یک قاصدک ، که می خندد
پشت تپه خبر می برد برای اهالی گندمزار همسایه

بازی نو ، نیمروز نشده همه جا در جریان است....

با چند تار مو ، ترانه خوانی در دشت ارژن برقرار است


.

۱ نظر:

مصطفی گفت...

دشت ارژن. در سرزمين فارس نزديکي شيراز قرار دارد.

مرغزار دشت ارژن بر کنار بحيره ارژن است و بيشه اي است و معدن شير، طول آن ده فرسنگ در عرض يک فرسنگ. (از فارسنامه ابن البلخي )