از پشت کوه دور ، نور خورشید که تازه سر بزند
موقع صبح ، یک شقایق
چشمهایش خیس از شبنم صبح (...یا اشک دیشب )
چشمهایش خیس از شبنم صبح (...یا اشک دیشب )
به معشوقه اش می گوید : آنجا را نگاه کن
برای خوشه چینی آمده به دشت
دخترک که می دود ، موهایش در باد می رقصد
پروانه در گذر ، می نشیند روی شانه اش
چهر ه اش در آب ، با رود می رود تا خیلی دورتر....
یک تار مویش را باد می دزدد
سنجاقکی بدنبالش... می پرد
پروانه در گذر ، می نشیند روی شانه اش
چهر ه اش در آب ، با رود می رود تا خیلی دورتر....
یک تار مویش را باد می دزدد
سنجاقکی بدنبالش... می پرد
تار موی دوم ، به دست باد ، می رود پیش گلهای همیشه بهار
کفشدوزک رنگارنگ ، فریفته اش
...
کفشدوزک رنگارنگ ، فریفته اش
...
بعد یک قاصدک ، که می خندد
پشت تپه خبر می برد برای اهالی گندمزار همسایه
پشت تپه خبر می برد برای اهالی گندمزار همسایه
بازی نو ، نیمروز نشده همه جا در جریان است....
با چند تار مو ، ترانه خوانی در دشت ارژن برقرار است
.
.
۱ نظر:
دشت ارژن. در سرزمين فارس نزديکي شيراز قرار دارد.
مرغزار دشت ارژن بر کنار بحيره ارژن است و بيشه اي است و معدن شير، طول آن ده فرسنگ در عرض يک فرسنگ. (از فارسنامه ابن البلخي )
ارسال یک نظر